2e3e1afa-099d-4a77-a001-4144574201c4

امروز روزی است که در آن سلطنت ساسانیان پس از ۴۰۰ سال سلطنت با سقوط یزدگرد سوم به پایان رسید.

هنگامی که دمشق، ادسا، حلب، و حتی اورشلیم به تلافی ماراتن و سالامیس و پلاتیه، زیر سم اسبان سپاه ایران لگد مال می‌شد، و سرزمین اهرام که در زمان داریوش دوم از تابعیت ایران خارج شده بود، به نام خسرو پرویز، شاه شاهان، به قلمرو ایرانشهر ضمیمه می‌شد، هنگامی که نعمان بن منذر که خسرو، تاج پادشاهی اعراب را بر سرش گذارده بود به اتهام روی گردانی از شاه به زیر پای پیلان افکنده می‌شد و آن زمان که فرستاده محمد با جواب مغرورانه خسرو پرویز مبنی بر عدم پذیرش آیین جدید به شبه جزیره بازگشت، به ذهن احدی خطور نمی‌کرد که زمانی نه چندان دور ورق بر خواهد گشت و خسرو، شاه بزرگ ایران، در گوشه زندان در نهایت ذلت به دست شیرویه، فرزند خودش به قتل خواهد رسید و پس از آن به سرعت برق و باد بساط ۴۰۰ ساله دودمان ساسانی برچیده شود.

خسرو پرویز

خسرو پرویز در سال ۵۹۰ میلادی بجای پدرش هرمز چهارم بر تخت نشست. بهرام چوبین یکی از سرداران بزرگ و دلاور ایران و از خاندان مهران اشکانی بود. او در روزگار هرمز چهارم پدر خسروپرویز سرکشی آغاز کرد و چون مردی کارآزموده و دلیر بود، بیشتر سپاهیان ایران بسوی او رفتند. بهرام چوبین به پادشاهی خسرو تن در نداد و خود ادعای شاهنشاهی کرد. خسروپرویز ابتدا خواست با زبان خوش هماورد را براه آورد و با وی بسازد، چون سودی نبخشید خسرو مجبور شد با قیام بهرام چوبین به مقابله بپردازد. در حلوان (قصر شیرین کنونی) دو جنگاور بهم درآویختند و پرویز درین نبرد نتوانست پایداری کند. در تاریخ دودمان ساسانی بهرام چوبین نخستین کسی بود که فرصت پیدا کرد و توانست تاج و تخت را از خاندان ساسانی غضب کند. او در تیسفون خود را پادشاه خواند و به نام خود سکه نیز زد.

سکه ساسانی

با مرگ خسرو پرویز، فرزندش شیرویه به قدرت رسید اما نه حکومت او و نه پادشاه دیگری که پس از او در مدت ۴ سال به تخت کسری نشستند، دوام نداشت. اوضاع نابسامان دربار ساسانی، کش و مکش‌های خاندان سلطنت ایران و فساد اخلاقی اشراف ساسانی، تاثیر بسیار بدی در اوضاع اجتماعی سیاسی و اقتصادی ایران داشت و روز به روز به ضعیف شدن پیکره امپراطوری ساسانی می‌انجامید.

ساسانیان که بیش از ۴۰۰ سال بر ایران حکومت کرده بودند در روزگار پس از قتل خسروپرویز به دست فرزندش، به دلائل گوناگونی در سراشیبی سقوط و انحطاط قرار گرفتند. در همین هنگام آشفتگی بسیاری در اوضاع ایران پدید آمد و در طی چهار سال بیش از ۱۰ نفر به سلطنت رسیدند تا سرانجام یزدگرد سوم بر تخت سلطنت نشست.

یزدگرد سوم سی و چهارمین و آخرین پادشاه ساسانی، پسر شهریار و نوه خسرو پرویز و همسر محبوبش شیرین بود. در سال ۶۳۲ میلادی چون کسی از خانواده سلطنتی باقی نمانده بود، او را پیدا کرده و بر تخت نشاندند. وی هنگام بر تخت نشستن ۲۱ سال داشت و به مدت بیست سال پادشاهی کرد. با بپادشاهی رسیدن یزدگرد، بعد از چندین سال‌آشوب و تفرقه، سرانجام آرامش به ایران بازگشت و همه به اطاعت او درآمدند.

در زمان یزدگرد سوم، دولت ساسانی در اوج ضعف و درماندگی خود بود و خوش‏گذرانی امرا و ظلم و ستم بیش از حد پادشاهان، فشار زیادی بر مردم محروم وارد می‌‏آورد. استبداد پادشاهان، قدرت بی‌حساب مغان یا مقامات مذهبی، عدم تساوی اجتماعی، نظام غلط طبقاتی، اخذ مالیات‏‌های سنگین و شکل‏‌گیری یک نوع بردگی فکری از جمله دلائلی بودند که باعث شد هرگونه ندای اصلاح‌‏طلبی و جنبش آزادی‌خواهی مورد استقبال عمومی مردم ستم‏دیده ایران واقع شود.

از سوی دیگر اسلام به عنوان دینی مطرح شد که اعتقادات آن با مبانی عقلی و فکری منطبق بود و جای‏گزینی توحید و یکتاپرستی به جای دو خدایى و پذیرش احکام و عمل به آن، برای ایرانیان که خواهان خروج از سخت‏گیری‌های موبدان زرتشتی بودند به عنوان مائده‏‌ای آسمانی تلقی شد. آنان با پذیرش دین اسلام، مساوات، برابری و برادری میان ضعیف و قوی و رهایى از جامعه طبقاتی ساسانیان را به دست می‌‏آوردند. هم‏چنین مدارا و عدم سخت‏گیری اولیه مسلمانان و آزادی در عقیده و مذهب بدون تعرض از عواملی بود که به سقوط ساسانیان وحاکمیت مسلمانان انجامید. در این اوضاع و احوال بود که سپاهیان اسلام در زمان خلیفه دوم به ایران حمله کردند و در طی جنگ‏‌های قادسیه و نهاوند، ارتش مجهز ایران را شکست داده و اسلام را در آن نواحی منتشر ساختند.

عقب‏‌نشینی برخی امرا و اشراف و دهقانان ایرانی و حتی موبدان در برابر امواج هجوم نیروهای اسلام، نارضایتی از حکومت ساسانیان و اسلام آوردن ایرانیان و همدلی با مسلمانان از عوامل مهم سقوط و اسلامی شدن تدریجی ایران بود و مقاومت‌‏ها و شورش‌‏های ضدعربی که در خلال فتح و پس از آن، در شهرها رخ می‏داد، مانعی جدی در برابر گسترش اسلام نبود. همدلی برخی از اشراف و امرای ایرانی با مسلمانان باعث شد که بر جان و مال خود ایمن شوند و حتی از عطایای اسلامی بهره‌‏مند گردند و گاه موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را نیز حفظ کنند.

در همین روز:

  • صدور فرمان تأسیس «عدالت‌خانه» توسط مظفرالدین شاه قاجار» (۱۲۸۴ شمسی)
  • قیام تاریخی مردم اصفهان علیه عمال امیرتیمور گورکانی (۷۸۹ قمری)
  • بپاخیزی پسران «آذرک» در سیستان بر ضد حکومت عرب بر ایران (۷۹۸ میلادی)
  • برای نخستین بار انسولین برای بدن انسان استفاده شد. (۱۹۲۲ میلادی)
  • درگذشت ادموند هیلاری، اولین فاتح قله اورست ( ۲۰۰۸ میلادی)

منبع:کجارو

درباره س. شاهمرادی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.