وب سایت آموزشی و فناوری اطلاعات

راه اندازی مجدد زندگی با رفع بیست مانع ذهنی

شما در یک بالون هوای گرم خیالی هستید. در سبد این بالون خیالی، تنها شما و اموالتان وجود دارید. یک اشتباه باعث شده که به سرعت ارتفاع خود را از دست بدهید. اگر به راه حل مناسبی دست نیابید، در کمتر از ده دقیقه با زمین برخورد شدیدی خواهید کرد.

تنها راه حل فوری این است که از وزن اضافی خلاص شوید و نیمی از دارایی خود را به بیرون پرتاب کنید و در غیر این صورت، سقوط و برخورد با زمین حتمی است. شما با نگاهی چند ثانیه ای به داراییتان، آنچه را که باید انجام بدهید شروع می کنید. مقداری از دارایی خود را که نیمی از زندگیتان مشغول جمع آوری آن بودید، یک به یک، به بیرون پرتاب می کنید. محموله سبک تر می شود و سقوط، کند می شود و سپس شما به ارتفاع مناسب باز می گردید.
این اتفاق برای همگی ما در شرایط نسبتاً ملایم تری در زندگی رخ می دهد. ما خودمان را به چیزهایی که در طول سالیان دراز بدست آوردیم، وابسته کرده ایم. بعضی از آنها ممکن است که ارزش عملی داشته باشند و شاید ما به برخی دیگر از آنها در طول زمان وابستگی احساسی پیدا کرده ایم ولی بسیاری از آنها هم اقلام بیهوده ای هستند.
زندگی ذهنی ما همین سرنوشت را دنبال می کند. ما با حمل بسیاری از مسائل در سرمان در طول سالیان طولانی با داستان زندگیمان که شامل وابستگی های عاطفی، باورها و چیزهای دیگر که می تواند در ذهنمان بماند، برای سالیان متمادی، درگیر هستیم.
برخی از آنها ایده های بی ارزشی هستند که ما را به طور قابل توجهی در پایین ترین سطح ممکن اسیر کرده اند. برخی از آنها باقی ماندهای عاطفی از لحظات دشوار زندگی گذشتۀ ما هستند و برخی دیگر هم تنها باورهایی که ما خودمان را، بدون هیچ دلیل قابل توجیهی، به آنها وابسته کرده ایم می باشند. برخی هم فقط عادات خود تخریب کن و ترس هایمان هستند.
پس اگر شما در وضعیت بالون هوای گرم هستید، از کدامیک از موانع ذهنی خود باید عبور کنید؟ در ادامۀ متن، بیست مانع را برایتان ذکر می کنیم، آیا شما موانع بیشتری هم می شناسید که بتواند به این لیست اضافه شود؟
یک- وابستگی ها را رها سازید: با توجه به فلسفۀ بودایسم، وابستگی ریشۀ تمام دردها و رنج ها است. این جمله، بدون هیچگونه شکی، درست است. ما خودمان را به انواع چیزها، حتی خودآزارترین چیزهای احمقانه در جهان، وابسته می کنیم. آیا شما به چیزی وابسته هستید؟ مقدار وابستگی شما در چه حد است؟ آیا وابستگی شما باعث عقب ماندگی در زندگیتان شده است؟ آیا از وابستگی خود رنج می برید؟ به وابستگی های خود به طور مستقیم و بدون تعارف نگاه کنید، توهمات خود را بشکنید. بدانید که از هرگونه وابستگی می توانید خود را خلاص کنید.

دو- از احساس گناه رها شوید: احساس گناه هیچگونه کارکرد ویژه ای ندارد. در موردش فکر کنید؛ احساس گناه چه مشکلی را می تواند حل کند؟ این موضوع تنها شما را در خودآزاری کمک و در غم و اندوه زندانی می کند.

سه- از تفکرات منفی دست بردارید: افکار بدبینانه و نگرش منفی، شما را در هالۀ تاریکی که در هر گوشۀ زندگیتان نفوذ کرده، اسیر می کند. پیروی از افکار منفی بسیار خطرناک است. این گفته را همیشه بیاد داشته باشید: “دنیای ما، تحت تاثیر افکارمان است.”

چهار- انتقاد از خود را کنار بگذارید: بسیاری از مواقع ما خودمان بزرگ ترین دردمان هستیم. شاید انتقاد از خود یک نیت نیک باشد پس آن را به محدودیت قابل قبولی برسانید. نقد بیش از حد از خود باعث خلع قدرت می شود. از آن بپرهیزید و با خود مهربان و ملایم باشید.

پنج- از تعصب بگریزید: تعصب باعث می شود که شما گوشت تلخ و رنج آور باشید. تعصب فرصت های زندگی شما را برای پیوندهای معنی دار با دیگران بشدت کاهش می دهد.

شش- خود را از تفکر جبری رها سازید: آیا شما خود را مجبور می کنید کاری را انجام دهید زیرا احساس می کنید که بدون هیچ دلیل روشنی باید آن را انجام دهید؟ پس زمان آن رسیده است که با خود صادق باشید و فواید و عوارض آن را برای خودتان روشن سازید.

هفت- خود را از نیاز تایید شدن توسط دیگران رها سازید: ما اغلب تمایل داریم که توسط دیگران تایید شویم. این گونه رفتار همان جلب توجه است که اعتماد به نفس و اصالتمان را تهدید می کند.

هشت- باورهایتان را محدود نکنید: بسیاری از محدودیت های ما اکتسابی هستند. زندگی تعریفی برای محدودیت ندارد ولی اعتقادات، ما را محدود می کنند. یاد بگیرید عقایدی که فرصت های شما را محدود می سازند، شناسایی کنید و آنها را رها سازید.

نه- از کینه رها شوید: اجازه دهید این گونه بگوییم؛ کینه برای قلب بد است. نگه داشتن کینه در دراز مدت سلامت شما را به خطر می اندازد. پژوهش ها نشان داده است که ارتباط بین بیماری های قلبی و احساساتی مانند خشم و کینه وجود دارد.

ده- از گفتن جملۀ “فردا انجامش می دهم” دوری کنید: این یک تکنیک تاخیرِ ناخودآگاه برای خرابکاری در تلاش و انجام وظایف مهم است. سعی کنید از این روش دوری جویید و آگاهانه به خودتان فشار آورید تا حداقل گام های نخستین را در انجام وظایفتان بردارید و تا حدودی آن را به انجام برسانید. طبیعتاً پس از آن، کارهای خود را ادامه خواهید داد زیرا به طور معمول سخت ترین بخش کارها، شروع آنها است.

یازده- از افکاری که باعث بروز اضطراب در شما می شود، جلوگیری کنید: این افکار منبع ترس ما از ناشناخته ها و موارد غیرقابل اعتماد در آینده است. فکر این که ممکن اتفاق ناخوشایندی پیش آید، تنها یک حدس غیرواقعی است که ما برای خودمان ایجاد می کنیم. از خودتان بپرسید: “آیا این فکر بر اساس واقعیت است؟”

دوازده- از مواردی که در گذشته باعث دل شکستگی ما شده اند، بگذریم: دل شکستگی نیاز به مدت طولانی برای درمان دارد. قلب شما هماهنگ با افکاری است که در ذهنتان می گذرد. تشخیص این موضوع بسیار مهم است؛ آنچه شما از دست داده اید باعث دلشکستگیتان نشده بلکه افکار و ایده هایی که در ذهنتان برای آن تولید کرده اید منجر به رنجش در شما شده است.

سیزده- از خاطرات بد خود، بگذرید: گاهی اوقات یادآوری موضوعات ناخوشایندی که برای ما بوجود آمده، باعث می شود تا احساسات غم انگیزی بر ما چیره گردد. یادآوری خاطرات بد گذشته منجر به لحظات غمگین در حال حاضر می شوند. آنها را در همان جایی که به آن تعلق دارند، نگاه دارید؛ در گذشته!

چهارده- خود را از چیزهای بیهوده خلاص سازید: ما خود را به همه چیز متصل می کنیم. گاهی اوقات ما زندگیمان را با اشیاء بیفایده شلوغ می کنیم. از آنها بگذرید و کار و محیط زندگی خود را ساده سازید.

پانزده- از دوستان بد پرهیز کنید: اگر در پیرامونتان افراد ریاکار، حسود، بسیار بدبین و یا بی اعتمادی وجود دارند، از آنها دوری کنید.

شانزده- از این ایده که شما محصول گذشتۀ خود هستید، رها شوید: یک اشتباه بسیار رایج که ما در آن سقوط می کنیم این باور است که تجارب گذشتۀ ما، تعیین کنندۀ ما هستند. باور به این موضوع باعث می شود که امکانات آیندۀ ما محدود شوند زیرا ما باور کرده ایم که آیندۀ مان نیز مانند گذشتۀ ما خواهد شد.

هفده- از شناسایی خود به وسیلۀ شغل و القاب رها شوید: این یک ریسک ناشی از زندگی مدرن است. از آنجا که القاب همواره تخصصی تر شده اند، ما فکر می کنیم که بخشی از آنها هستیم. این موضوع باعث می شود تا ماهیت واقعی خود را از دست بدهیم.

هجده- از عادات معکوس خلاص شوید: این ها الگوهای تکراری رفتار ما هستند که باعث حواس پرتی و مانعی برای رفتار سازنده در ما می شوند. این رفتارها می توانند هر چیزی در حالت عادی، مانند؛ تماشای بیش از حد تلویزیون، پرخوری یا رفتارهای خود تخریبی در حالت حاد، مانند مصرف مواد مخدر باشند.

نوزده- از برخورد بیش از حد شخصی با چیزها، خود داری کنید: در بسیاری از موارد تفسیر ما از کلام و رفتار اشخاص، از دیدگاه بسیار شدید ذهنیمان می گذرد. این موضع باعث بروز اختلالات عاطفی در ما می شود. هنگامی که ما با موضوعات برخورد شخصی می کنیم، صدمه می بینیم و در نتیجه ناامید می شویم ولی هنگامی که زندگی را از دیدگاهی جداگانه و هدفمند بنگریم، با احساساتی متعادل و متمرکز بر الویت هایمان باقی می مانیم.

بیست- از تیک تاک ساعت، بگذرید: زمان یکی از بزرگ ترین منابع تولید استرس در ما است. البته در واقع این زمان نیست که به ما فشار می آورد بلکه درک اشتباه از آن باعث بروز استرس در ما می شود. گاهی اوقات ما بردۀ مفهوم زمان، حتی در لحظات فراغت خود، می شویم. این موضوع باعث می شود که بسیاری از آزادی ها و فضای عینی مان حریصانه بلعیده شود. یادگیری صرف لحظات، بدون تمرکز همیشگی بر زمان، باعث رهایی و در نهایت پرباری ما می شود.

ترجمه: فرشاد سجادی

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

فرم ورود کاربر

ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید