login_logo2-4

روزشمار: ۸ مهر؛ روز بزرگداشت مولانا جلال‏‌الدين محمدبن بهاءالدين معروف به مولوی

48952b18-0236-4c02-b3b0-965aef865f22

امروز، ۸ مهر روز بزرگداشت مولانا، از مشهورترین شعرای ایرانی پارسی‌گوی است.

جلال‌الدين محمد بن بهاءالدين محمد، معروف به مولانا، مولوی، ملای روم و جلال الدين رومی، در سال ۶۰۴ قمری در بلخ به دنيا آمد. او از مشهورترین شاعران ایرانی پارسی‌گوی است. در كودكی با پدرش بهاءالدين محمد معروف به بهاء ولد، مقارن حمله مغول به آسيای صغير (تركيه امروزی) رفت و با خاندانش در قونيه مستقر شد.

مولوی پس از فراگيری علوم از پدر و ديگر استادان قونيه و شام به تدريس پرداخت. وی بعدها با عارفی واصل و بزرگ به نام شمس‌الدين محمد تبريزی در قونيه ملاقات كرد و از نفس گرم او چنان به تاب و تب افتاد كه ديگر تا دم واپسين، سردی نيافت و هيچ‏‌گاه از ارشاد سالكان و افاضه حقايق الهيه باز نايستاد.

از اين دوره پرشور كه سی سال از پايان حيات مولوی را شامل می‌‏شود، آثار بی‌نظيری از اين استاد بزرگ به وجود آمد. در مثنوی معنوی كه آن را به ‏حق بايد یکی از بهترين نتايج انديشه و ذوق فرزندان آدم و چراغ فروزان راه عرفان دانست. مولوی، مسائل مهم عرفانی، دينی و اخلاقی را مطرح كرده و هنگام توضيح، به بيان آيات و احاديث و امثال مبادرت می‌جويد. غير از مثنوی، غزل‏‌های مولوی به منزله دريای جوشانی از عواطف حاد و انديشه‌‏های بلند شاعر است كه با نشيب و فراز همراه است. همچنين كتب فيه ما فيه، مكاتيب و مجالس سبعه از جمله آثار منثور مولانا است.

آرامگاه مولانا

قونیه؛ آرامگاه مولانا

قونیه شهری است مذهبی که در مرکز کشور ترکیه و در شمال استان آنتالیا و جنوب آنکارا واقع شده است. استان قونیه از لحاظ مساحت بزرگ‌ترین استان ترکیه به شمار می‌رود. جمعیت شهر قونیه بیش از یک میلیون نفر است. در قرن ۱۳ میلادی، قونیه پایتخت «علاءالدین کیقباد» پادشاه سلجوقیان روم بود و این شهر به برکت حضور پدر مولانا به یکی از مراکز تدریس علوم دینی تبدیل شد. بعد از فوت پدر، مولانا به وعظ و تدریس علوم دینی در مساجد و مدارس قونیه ادامه داد. دیدار شمس تبریزی مولانا را شوریده‌حال کرد و در وصل و هجران او دیوان کبیر را سرود. پس از ناپدید شدن شمس تبریزی، بنا به درخواست حسام‌الدین چلبی، مولانا مثنوی معنوی را به نظم درآورد. مولانا که از ۱۴ سالگی به همراه پدر در قونیه سکونت داشت در ۲۷ جمادی‌الاول سال ۶۷۲ هجری قمری در سن ۶۸ سالگی در قونیه وفات یافت.

آرامگاه مولانا

مقبره مولانا همه ساله زیارتگاه عاشقان طریقت است و این شهر را هم‌چنان زنده نگاه داشته است، به گونه‌ای که روزی پنج بار صدای اذان از گوشه و کنار و از مساجد متعدد، زیبا و قدیمی آن شنیده می‌شود.

مقبره مولانا که در حال حاضر به عنوان سمبل شهر قونیه از آن یاد می‌شود، در واقع محل سکونت پدر و خانواده مولوی به هنگام اقامت ایشان در قونیه بوده است. پدر مولانا پس از مرگ در همین خانه به خاک سپرده شد و مجالس سماع مولانا نیز در همین خانه برگزار می‌شده است. مولانا نیز پس از مرگ در همین مکان دفن شد. همچنین بهاءالدین، پسر مولانا، بعضی از اقوام و یاران و مریدان وی از جمله «صلاح‌الدین زرکوب» و «حسام‌الدین چلبی» نیز در این مکان آرمیده‌اند.

مقبره مولانا دارای گنبد بزرگ سبز رنگ ۱۶ وجهی است که مخروطی در بالای آن قرار دارد. این گنبد در سال ۱۳۹۷ میلادی توسط «کارابان اوغلو» ساخته شده و بر بالای آن با هنر کاشی کاری آیةالکرسی نقش بسته است. در بالای در ورودی مقبره، این بیت شعر به زبان فارسی نوشته شده است:

کعبةالعشاق باشد این مقام            هر که ناقص آمد اینجا شد تمام

هر ساله دوستداران مولانا به مدت ده روز از ۱۰ تا ۱۷ دسامبر (مصادف با سالگرد وفات مولانا) در قونیه حاضر می‌شوند تا در جشن بزرگداشت که شب اُروس (Arus) نامیده می‌شود شرکت کنند تا شاهد مراسم ویژه بزرگداشت مولانا باشند. هر شب در این مراسم رقص دینی سماع به همراهی نوای نی اجرا می‌شود.

زمانی که وارد این فضای روحانی می‌شوید، درصف عاشقان مولانا، قدم به قدم با نوای نی و بوی عود، آهسته آهسته حرکت می‌کنید و در جلوی مزار یاران و مریدان مولانا ادای احترام می‌نمایید. سپس به مقبره مولانا، پسرش بهاءالدین و پدرش سلطان‌العلماء می‌رسید. بعد افراد دیگری از خاندان و یاران وی را پشت سر می‌گذارید. در روی هر سنگ قبر کلاه و دستاری که در گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفته به رسم یادبود و احترام قرار دارد.

موزه مولانا

قبرهایی که فاقد کلاه مخصوص هستند، متعلق به بانوان است. پس از عبور از کنار قبرها می‌توانید از موزه بازدید کنید. در این موزه آثار به جا مانده از گذشتگان از جمله البسه، کلاه، تسبیح، جانماز، قرآن‌های دست‌نویس و کتب نفیس دیگر، دیوان حافظ و سایر اشیای قدیمی به نمایش گذاشته شده‌اند. پس از بازدید از موزه، نهایتاً می‌توانید این فضای معنوی را پشت سر بگذارید.

ای برادر تو همه اندیشه‌ای           مابقی خود استخوان و ریشه‌ای

شب آروس

در این رویداد قونیه مهمان دهها هزار نفر از مریدان و عاشقان مولانا جلال‌الدین عارف، شاعر و اندیشمند بزرگ ایرانی و بین‌المللی است.

گردشگران ايرانی در راس گردشگران خارجی که از مقبره مولانا ديدار می‌کنند، قرار دارند.

سماع

سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع سابقه دیرین تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در این دین پیدا کرده است.

سماع

مولانا از طرفداران سماع بوده که توجه روزافزون او به سماع در جاودانه شدن این آئین در میان درویشان به ویژه مولویه بی‌تأثیر نبوده‌است. مولانا ابتدا همانند پدرش، بهاء ولد، مشغول درس گفتن و وعظ و مجاهده بود و هرگز سماع نکرده بود اما وقتی که شمس تبریزی را دید عاشق وی شد و هر چه او می‌گفت، انجام می‌داد.شمس به او گفت که سماع کن و مولانای ۳۸ ساله آن‌چنان تحت تاثیر شمس قرار گرفت که منبر و مدرسه را ترک کرد.

استدلال شمس در تشویق مولوی به سماع این بود که آنچه مولانا می‌طلبد با سماع، زیاد می‌شود و سماع برای انسان‌های عادی که به هوای نفس مشغولند حرام است نه برای کسانی که عاشق و طالب حق هستند و حتی از نظر او سماع مدد حیات محسوب می‌شد. شیفتگی مولانا به سماع آن‌چنان بود که پس از آگاهی از کشته شدن شمس نیز مراسم سماع را به جای آورد.

در سماع مولانا دستی که به سوی آسمان است نماد دریافت فیض مبدأ هستی و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میان به عنوان واسطه مطرح است. لباس نیز در سماع حائز اهمیت است؛ لباسی سفید با دامن بلند که نمادی از روح یا جهان روحانی است که فرشتگان را به ذهن می‌آورد. عشق به سماع در واژه به واژه اشعار مولوی موج می‌زند آنچنان که در دفتر سوم مثنوی، رقصندگان سماع را کسانی معرفی می‌کند که از نقص خود رسته‌اند و از درون، دف و نی می‌زنند.

سماع

ریشه سماع مولویانه را در آئین‌ها و اندیشه‌ها و مذاهب باستانی نیز می‌توان پیدا کرد. حرکت‌های موزون دسته جمعی با گام‌های ساده یا پیچیده، گرد درخت یا آتش، کهن‌ترین شیوه حرکت‌آرایی بوده‌است. اقوام اینکا، حرکات موزون را برای اینتی (رب‌النوع خورشید) اجرا می‌کردند یا آزتک‌ها در آمریکای مرکزی هنوز این آئین را اجرا می‌کنند. این حرکات موزون نیایشی و آئینی در میان تمام اقوام، بیانگر ارتباط بشر با مبدأ جهان بوده است و در واقع آن کانون را به صورت نمادین در مرکز حلقه حرکت قرار می‌دهند و خود مانند افلاک بر گرد آن می‌چرخند.

رقص سماع مولانایی نیز که به وسیله مولانا احیا شد، نمادی از اتحاد انسان و کانون هستی است. این حرکات نشانی از آئین‌های پرستش میترا دارد. در قیاس سماع مولویانه با رقص‌های آفریقایی یا سرخپوستی به این نتیجه می‌توان رسید که در سماع، فردیت حفظ می‌شود و هر فرد جداگانه به گرد خویش می‌گردد و محوریت این حرکت را انسان تشکیل می‌دهد. این درحالی است که در رقص‌های باستانی و آئین‌های کهن، عنصر طبیعت در مرکز است.

در همین روز:

  • تصرف گرگان و مازندران توسط «طغرل سلجوقی» (۴۳۲ قمری)
  • وفات «شيخ مصلح‌الدين سعدی شيرازی» شاعر و استاد بزرگ ادب فارسی (۶۹۱ قمری)
  • سالروز جنگ دريایی سالاميس (۴۸۰ پیش از میلاد)
  • زادروز خواجوی كرمانی (۱۲۹۰ میلادی)
  • آغاز جنگ ايتاليا و عثمانی برای تصاحب سرزمين ليبی (۱۹۱۱ میلادی)
  • واگذاری قيموميت سرزمين‏‌های عربی خاورميانه به انگلستان و فرانسه (۱۹۲۱ میلادی)
  • امضای قرارداد تقسيم لهستان بين آلمان و شوروی در جريان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ میلادی)
  • ساخت کلیسای ملی واشینگتن به پایان رسید. (۱۹۹۰ میلادی)
  • وای اف-۲۲ که به اف-۲۲ شهرت یافت نخستین پرواز خود را انجام داد. (۱۹۹۰ میلادی)
  • زلزله‌ای به بزرگی ۸ ریشتر در حوالی جزایر سلیمان باعث ایجاد تسونامی شد. (۲۰۰۹ میلادی)

 

منبع: زومیت

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

فرم ورود کاربر

ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید